السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
454
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
زنها از هيچ مردى پروا نداشتند و خود را به آنها عرضه مىكردند ، با خود گفتند : اگر يكى از بنى اسرائيل زنا كند ، اين امر ما را كفايت مىكند و خداوند دست از يارى آنها بر مىدارد . وقتى زنان را وارد لشكر بنى اسرائيل كردند ، مردى بنام ( زمرى بن شلوم ) كه سر كرده قبيلهء شمعون بن يعقوب بود ، زن زيبايى را برداشت و او را به نزد موسى آورد و گفت : گمان كنم كه تو مىگويى اين زن بر من حرام است ، به خدا قسم از تو اطاعت نمىكنم ، سپس آن زن را به خيمه برد و با او زنا كرد ، در اثر اين عمل خداوند بيمارى طاعون را بر آنها مسلّط نمود كه موجب هلاكت بيست هزار نفر و يا هفتاد هزار نفر شد ، تا اينكه صحاح بن عيراد بن هارون ، شوهر عمّه موسى كه در آن وقت حضور نداشت به ميان قوم آمد و با مشاهدهء آن وضع به سراغ زمرى رفت و او را از زنا كردن باز داشت و از آن پس طاعون بر طرف شد . سپس موسى ( ع ) يوشع را در پيشاپيش بنى اسرائيل به اريحا فرستاد و آنها با جبّارين مبارزه كردند و وارد شهر شدند ، امّا عدّهاى از آنها باقى مانده بودند و خورشيد نزديك بود غروب كند و بنى اسرائيل بيم داشتند كه با غروب خورشيد از مبارزه و قتال جبابره عاجز شوند ، پس دعا كردند كه خداوند خورشيد را نگاه دارد ، خداوند هم به دعاى آنها خورشيد را نگاه داشت تا آنها كاملا جبابره را نابود كردند ، و سپس موسى ( ع ) وارد شهر شد و تا مدّتها در آن شهر اقامت داشت تا سرانجام خداوند او را قبض روح فرمود و محلّ دفن او را كسى جز خداى رحمان نمىدانست . و امّا كسانى كه پنداشتهاند موسى ( ع ) قبل از ورود به اريحا وفات يافته ، مىگويند خداى تعالى به يوشع فرمان داد كه به جانب شهر جبابره برود ، لذا او با بنى اسرائيل به راه افتاد ، ولى مردى از بنى اسرائيل كه به او بلعم باعورا مىگفتند و عارف به اسم اعظم بود از او تخلّف نمود و همراه آنها نرفت و ماجراهاى سابق واقع شد . وقتى كه يوشع بر جبابره پيروز شد ، در شب شنبه بود و چنانچه گفتيم به دعاى او خورشيد ديرتر غروب كرد و آنها جبابره را شكست دادند وارد شهر اريحا شدند و غنائم بسيار بدست آوردند . تفسير ( على بن ابراهيم ) در باره اين آيه مىنويسد أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ ، فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ